من عاشقِ این سکوتِ شبم ✨
-
تاریخ: 1400/1/17 ساعت: 19:36
فکر میکردم دو هفته پیش سخت ترین جلسهام بود.ولی امروز غولی بود واسه خودش.بعدش رسما افتضاح بودم و رفتم خونه عمم که بهتر شم ولی بدتر شدم و دعا دعا میکردم که برگردم خونه و منطقهٔ امنم(اتاقم)...چند روز دخترعمم اینجا بود و دیگه واقعا دلم سکوت و تنهایی مو
تلخ اما واقعی
-
تاریخ: 1400/1/17 ساعت: 19:36
_اگه انقدر سعی نمیکردن با «نگاه» تربیتم کنن من الان دنبالِ معنی کردنِ همهٔ نگاه های اطرافم نبودم.نگاه هایی که صبح ی معنی داشت؛ظهر ی معنی و شب ی معنی؛و من،دائم در حالِ ترجمه این نگاهایی که با هم فرق نداره و فرق داره.(تند و با هق هق صحبت کردن و اشک ریختن) +دارم فکر میکنم چقدر سخت بوده برات. _حق دارم خ...
زندگی
-
تاریخ: 1400/1/17 ساعت: 19:36
خستم...از کرونا خستم...از افسردگی خستم...از فشار خون مامان خستم...از اینهمه بودن و نبودن خستم...مرسی خدا جون.مرسی...از ترس اینکه بعد اینهمه تلاش بخوام برگردم سر نقطه اول خستم.حالِ خوب کجاست؟!چرا ی روزم قسمتِ ما نمیشه؟!...من عاشق دکتر گودرزی ام؛بهم می
it was my fault
-
تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 21:02
ی راز وقتی راز میمونه که به آدمِ درستش گفته بشهامان از وقتی که به آدمِ اشتباهی گفته شهاون موقع دیگه هر اتفاقی بیافته مقصرِ ۱۰۰٪ خودتی نه کسی دیگه
تظاهر میکنم به خوب بودن
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 12:14
و چقدر سلامتی همه چیزه...که اگه نباشه چقدر همه جای دنیات لنگه...چقدر امروز هیچیش سر جاش نبود...از نیمرویی که دیشب هوس کرده بودم و قرار بود صبحونه امروزم باشه...از ناهارمون که قرار بود قرمه سبزی باشه...از خرید رفتمون که قرار بود بعدازظهر باشه :( +خدایا فقط سلامتی
آرزو هایمان کوچک شدند
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 12:14