
فکر میکردم دو هفته پیش سخت ترین جلسهام بود.ولی امروز غولی بود واسه خودش.بعدش رسما افتضاح بودم و رفتم خونه عمم که بهتر شم ولی بدتر شدم و دعا دعا میکردم که برگردم خونه و منطقهٔ امنم(اتاقم)...چند روز دخترعمم اینجا بود و دیگه واقعا دلم سکوت و تنهایی مو ...
ادامه مطلب